أبو ريحان البيروني ( مترجم : باقر مظفرزاده )

12

الصيدنة في الطب ( داروشناسى در پزشكى ) ( فارسى )

اما همهء آثار حفظشدهء بيرونى يكسان بررسى نشده و برخى از آنها هم‌چنان به صورت دست‌نويس باقى مانده است . در نتيجه ، هنوز در خصوص فعاليت‌هاى علمى چند جانبهء اين دانشمند - بحر العلوم ارزيابى دقيق و شايسته‌اى به عمل نيامده است . از جمله ، آخرين و مهم‌ترين اثر اين دانشمند ، كتاب الصيدنه فى الطب است . با اينكه چهل و اندى سال از زمان كشف دست‌نويس نسخهء اصلى به زبان عربى مىگذرد ، جز پيش‌گفتار مه‌يرهوف « 5 » و قطعه‌هاى جداگانه‌اى كه در كتاب Biruni's Picture of the World « 6 » به چاپ رسيده ، از اين اثر تاكنون متن اصلى و يا ترجمه‌شده‌اى ، منتشر نشده است . صيدنه گران‌بهاترين منبع در تاريخ داروشناسى سده‌هاى ميانهء خاورزمين است . در آن بيش از هزار منبع دارويى گياهى ، حيوانى و معدنى توصيف شده است كه بسيارى از آنها نتيجهء اقامت در سرزمين‌هاى گوناگون و مشاهدات خويش بوده است . اين اثر بيرونى با كتاب‌هاى راهنماى معمولى در داروشناسى مانند مقالهء دوم « قانون علم طب » ابن سينا ( 980 - 1037 ) تفاوت اساسى دارد . در آن به تعريف منبع دارويى توجه اساسى شده است نه به اطلاعات دربارهء خواص و تأثيرات آن ، به اين معنى كه منبع دارويى چگونه به‌نظر مىرسد ، نشانه‌هاى خلوص ، مرغوبيت و نظاير آنها كدام است . وانگهى بيرونى به نام منبع دارويى در زبان‌ها و گويش‌هاى گوناگون اهمّيّت زيادى مىداد ؛ زيرا در نوشته‌هاى پزشكى و ديگر علوم آن زمان ، نام داروها به ديگر زبان‌ها آن‌چنان فراوان بود كه همهء پزشكان و داروشناسان اهمّيّت واقعى آنها را نمىدانستند . اين مسئله هنگامى كه يك دارو در هرجايى يك نام داشت و برعكس يك نام را به چيزهاى گوناگون داده بودند باز هم پيچيده‌تر مىشد كه اغلب به سوءتفاهم‌هاى جدى مىانجاميد . بيرونى با درك اهمّيّت زياد اين مسئله ، حدود 4500 نام گياه ، حيوان ، مادهء معدنى و فراورده‌هاى آنها را به زبان‌هاى عربى ، يونانى ، سريانى ، هندى ، فارسى ، خوارزمى ، سغدى ، تركى و جز اينها گرد آورده و توضيح داده است و بدين‌ترتيب گام جديدى در راه تنظيم و ترتيب اصطلاحات دارويى زمان خود برداشته است . اين نام‌هاى مترادف براى پژوهشگران امروزى نيز اهمّيّت دارد و تعريف دقيق بسيارى از گياهان دارويى و ( 5 ) . نك . به فهرست مختصر كتاب‌شناسى vorwort . ( 6 ) . مشروح‌تر آن را در بخش « تاريخ بررسى » همين كتاب بخوانيد ؛ Picture ، ص 108 - 142 .